لیلة الرغائب، شب رغبت ها و آرزوها... - ... یاس ...
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

... یاس ...

بسم الله الرحمن الرحیم

لیلة الرغائب، شب رغبت ها و آرزوها

طفل شیرخوار که در آغاز تولد به سختی به گرفتن و مکیدن سینه مادر وادار می شود؛ به تدریج به سینه مادر وابسته می شود. وقتی مادر می خواهد او را از شیر بگیرد؛ خیلی به بچّه فشار می آید و بی قراری و گریه می کند. اما همان مادری که روزی التماس می کرد که طفل نوزادش سینه او را به دهان بگیرد و بمکد؛ امروز در مقابل این بی قراری و گریه های کودکش، گویا دلش سنگ شده و از خود بی اعتنایی نشان می دهد. بی قراری طفل شب ها به اوج خود می رسد. شاید به خاطر اینکه هم کسی نیست که با مشغول کردن او به بازی سر او را گرم و حواس او را پرت کند؛ و هم تاریکی شب توّجه او به صحنه های اطراف را منتفی می سازد. لذا این التهاب و عطش را در شب بیشتر و شدیدتر حس می کند، و بی تابی و بی قراری اش بیشتر نمود پیدا می کند. وقتی این کلافگی به اوج خود می رسد؛ طفل دقیقا در آستانه رهایی از این عادت و وابستگی است. و چه لطفی است از جانب مادر، این بی اعتنایی!

خود مادر هم شاید برایش مفهوم نیست که چرا اینقدر سنگدل شده است. اما همه ی سینه به دهان طفل نهادن های مادر در این دو سال یک طرف، و این دریغ کردن او یک طرف. گاهی اوقات برای آرام کردن طفل پستانک به دهانش می گذارند که البته کار اشتباهی است، چون این خطر وجود دارد که به تدریج وابستگی به پستانک جایگزین وابستگی به سینه مادر شود.

طفل اگر می دانست این دریغ کردن آنچه او با همه ی وجودش ملتهب اوست و به آن احساس عطش و میل دارد، برای این است که غذاها، میوه ها و نوشیدنی های لذیذ و گوارا به او بدهند؛ نه تنها از مادر دلگیر نمی شد که چرا سینه اش را از او دریغ می کند؛ بلکه بیش از آنکه به خاطر با محبت سینه به دهان نهادن دو ساله ی مادر از او سپاس گذار بود، به خاطر این دریغ کردن و بی اعتنایی نشان دادن به بی تابی و شیون های او سپاس گذار می بود.

 


انسان نسبت به آنچه به آن تعلّق و دلبستگی پیدا کرده است رغبت دارد و آرزومند رسیدن به آن است. خدا هم که ربّ اوست همچون مادر مهربان برای تعالی و بالا بردن او، آنچه را که روزی خود نصیبش ساخته بود یا به او نمایانده بود، از او دریغ می کند و اغلب این کار را به دست انسان های دیگر عملی می کند. پس اولا باید متوجه بود که خداست که این کار را می کند؛ و آدم ها وسیله اند. و در نتیجه نه تنها نباید به خاطر جفا و بی مهریشان از آنها دلگیر و رنجیده خاطر بود؛ بلکه به خاطر اینکه با همین بی مهری و دریغشان وسیله رشد و تعالی او شده اند باید در دل ممنون و سپاسگذار آنها باشد.

این جفای خلق با تو در جهان..........گر بدانی گنج زر باشد نهان

خلق را با تو کج و بد خوکند............تا تو را ناچار رو آن سو کند

ثانیا با توجه به اینکه عبد می داند چرا خدا آنچه را بدان رغبت دارد و آرزومند آن است از او دریغ می کند؛ باید صابر باشد. خصوصا وقتی این التهاب و میل شدید شد؛ به نحوی که زندگی جلوی چشمش همچون شب تاریک شد و احساس کرد که الان است که از پا درآید و قالب تهی کند.

الثا باید بداند که دقیقا در چنین شدت و فشاری، در آستانه رهایی از این تعلّق و آرزوست. رابعا موت چیزی جز همین رهایی از تعلّقات نیست. و با رهایی از هر تعلّق عبد به یک مرتبه ی موت نائل می شود و همزمان به مرتبه ی بالاتری از حیات وارد می گردد. می دانیم آنچه سبب جذابیّـت و رغبت انگیزی چیزهاست جلوه ای از حُسن الهی و جذابیّت و شیرینی وصل اوست که در آنها تجلّی کرده است. و این اصل در نازلترین امیال جسمانی تا بالاترین خواست های روحانی صادق است. جذابیت و رغبت انگیزی مربوط به کسی است که در آینه ها تجلّی کرده، و لذّت وصل نیز تنها با وصال او حاصل می شود.

هر آنکس عاشق خوبان مه روست..........بداند یا نداند عاشق اوست

حال که اینگونه است:

از قدح های صور کم باش مست .......... تا نباشی بت تراش و بت پرست1

حال می فهمیم:

تعلّق حجاب است و بی حاصلی................چو پیوندها بگسلی واصلی

لیلة الرغائب شبی است که از یک سو رغبت ها به اوج خود رسیده است، و دنیا را در چشم شخص مثل شب تیره و تاریک کرده و شخص از نفس افتاده و خود را در آستانه از پا درآمدن می بیند. و از سوی دیگر شب رهایی عبد از همه ی رغبت ها و آرزوها، همه ی جلوه ها و آیینه ها و متمرکز شدن همه ی رغبت او به خود جمیل مطلق است. اگر در این شب(شب روحی نه جغرافیایی)، اندکی صبر کنی به جای آنچه آرزومند آن بودی و بدان رغبت داشتی و در التهاب آن بودی؛ درست در لحظه که فکر می کنی داری آخرین نفس ها را می کشی؛ خود محبوب ازلی از در وارد می شود و در کنارت می نشیند و تو را در آغوش پرمهرش می فشارد؛ و اینگونه لیلة الرغائب، لیلة القدر وصال می شود؛

و چه شب مبارکی است.

اندکی صبر ....

سحر نزدیک است.

اَلَیسَ صُبحُ بِقَریب؟

در حدیث داعی ماه رجب، خود فرمود: اَنَا جَلیسُ مَن جالَسَنی.

در روز عاشورا وقتی عطش به اوج رسید؛ 2 و آسمان در چشم یاران اباعبدالله تیره و تار و همچون شب ظلمانی تاریک شد، و اصحاب با تیر جفای خلق بر زمین می افتادند؛ مولا اباعبدالله حسین علیه السلام کنارشان می نشست و سرشان را روی پای خود می گذارد و در سینه پر مهرش می فشرد و بوسه بارانشان می کرد. چرا که آنها همه ی رغبتشان را در امام خویش متمرکز ساخته بودند. و حتی شب عاشورا وقتی حضرت بهشت را به آنها نشان داد چشم از جمال امام برنداشتند که بهشت بنگرند.

قدح چون دور من افتد به هشیاران مجلس ده............مرا بگذار تا یک دم بمانم خیره در ساقی

و اکنون این ساقی بود که خیره خیره به آنها می نگریست و در حالی که نگاه به نگاه و چشم به چشم پیوند خورده بود، جانشان را به امام تقدیم می کردند و به وصال محبوب نایل می شدند.

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست.....................روزی رخش ببینم و تقدیم او کنم

پس لیلة الرغائب شناخته شد. نه شب رسیدن به آرزوها، که وقتی است که آرزوها و رغبت ها زندگی را چون شب تاریک کرده و عبد از جاذبه ی آرزوها و رغبت هایش رها می شود و تنها آرزو و رغبت او خدا می شود؛

و هم صدا با امام سجاد علیه السلام به خدا عرضه می دارد:

یا دُنیایَ وُ اخِرَتی وَ یا نَعیمی وَ جَنَّتی ای دنیای من، ای آخرت من، ای نعمت من، ای بهشت من....


1 در احادیث داریم: کُلَّما شَغَلَکَ عَن رَبِّکَ فَهُوَ صَنَمُکَ. هرچه نورا از خدایت منصرف و به خودش مشغول سازد ، همان بت توست.

2 العطش بینهم و بین سماء کدخان-عطش بین اصحاب اباعبدالله و آسمان مثل دود بود. همه ی اسمان را سیاه کرده بود و شب شده بود.

اهل ولاء


پ.ن1: ان شاءالله که خداوند این لیلة الرغائب رو نصیب همه مان بکند.

پ.ن2: اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین.

پ.ن3: لینک صوتی متن. پیشنهاد میدم حتما گوش بدید. http://ahlevela.com/index.php/1390-08-08-08-20-40/ebadi-care-providers-and-recommended-actions/care-providers-in-rajab/T/1---/89---/608-----2

پ.ن3:التماس دعا.

 


نوشته شده در پنج شنبه 92/2/26ساعت 12:33 صبح توسط یاس نظرات ( ) |


Design By : Pichak