حدیث عنوان بصری - ... یاس ...
سفارش تبلیغ
صبا

... یاس ...

بسم الله

ادامه ی حدیث:  فَمَا خَرَجْتُ مِنْ دَارِی إِلَّا إِلَى الصَّلَاةِ الْمَکْتُوبَةِ

دیگر، جز برای نمازهای واجب از خانه بیرون نمی رفتم.

در مسجد نماز می خواندم و برمی گشتم و در را به روی خودم می بستم.

 همِّ واحد، پایدار و تمام عیار

در عرصه ی خودسازی و عرفان، گاهی اوقات انسان دچار یک هوس لحظه ای می شود. بدش نمی آید در فلان محفل و مجلس شرکت کند و چند نکته اخلاقی بشنود. امّا خودسازی و سیر و سلوک مسئله حادّ و اصلی زندگی اش نیست.

به تعبیر امیرالمومنین امام علی علیه السلم همّش هم واحد نیست. (شریف رضی، نهج البلاغه، خطبه87، فراز3، نامه53، فراز57.)

سالک الی الله در سیر و سلوک باید همّتش را متمرکز کند. نه اینکه دلش به هزار چیز دیگر مثل مال و ثروت و شغل و سِمَت و شهرت و شهوت بسته شده و در  گوشه ای از دلش هم علاقمندی به عرفان سلوک جا داشته باشد.

به قول شاعر:

ای یک دله ی صد دله              دل، یک دله کن

اگر چنین باشد این فرد به جایی نمی رسد.

اگر انسان به مرحله ای رسید که دیگر نتوانست به چیز دیگری فکر کند و  دلش به سمت هیچ چیز پر نکشید، سالک راستین است.

به قول حافظ:

دست از طلب ندارم تا کام من برآید              یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

از لغزشگاه های مسیر سلوک که در کتاب سرّ حق (مهدی طیّب، سرِّ حق، ص204) ذکر شده است، یکی این است که انسان تفننی به عرفان بپردازد. مثلا برای رفع خستگی از فعالیت های دنیایی، هفته ای دو ساعت در یک جلسه عرفانی شرکت کند تا تفریحی برای ذائقه ی او باشد و تغییری حاصل شود برای اینکه با انرژی بیشتری دوباره به دنیا و مشغولیات آن برگردد. این فرد راه به جایی نخواهد برد.

منبع: مهدی طیب، شرح رهنمودها و دستورالعمل های سلوکی امام صادق علیه السلام به عنوان بصری، حدیث دوست، صص38و39و40

----------

پ.ن:  برای خواندن پست های قبلی به آرشیو حدیث دوست مراجعه کنید.


نوشته شده در شنبه 92/4/15ساعت 8:7 عصر توسط یاس نظرات ( ) |

بسم الله

(ادامه حدیث) فَدَخَلْتُ مَسْجِدَ الرَّسُولِ ص وَ سَلَّمْتُ عَلَیْهِ ثُمَّ رَجَعْتُ مِنَ الْغَدِ إِلَى الرَّوْضَةِ وَ صَلَّیْتُ فِیهَا رَکْعَتَیْنِ وَ قُلْتُ أَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ أَنْ تَعْطِفَ عَلَیَّ قَلْبَ جَعْفَرٍ وَ تَرْزُقَنِی مِنْ عِلْمِهِ مَا أَهْتَدِی بِهِ إِلَى صِرَاطِکَ الْمُسْتَقِیمِ وَ رَجَعْتُ إِلَى دَارِی مُغْتَمّاً وَ لَمْ أَخْتَلِفْ إِلَى مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ لِمَا أُشْرِبَ قَلْبِی مِنْ حُبِّ جَعْفَرٍ.

پس به مسجد پیامبر صل الله علیه و اله و سل